تفنگت را زمین بگذارکه من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجارتفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهنمن اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کنندارم جز زبانِ دل -دلی لبریزِ مهر تو-تو ای با دوستی دشمن.زبان آتش و آهنزبان خشم و خونریزی ستزبان قهر چنگیزی ستبیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شایدفروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید.برادر! گر که می خوانی مرا، بنشین برادروارتفنگت را زمین بگذارتفنگت را زمین بگذار تا از جسم تواین دیو انسان کش برون آید.تو از آیین انسانی چه می دانی؟اگر جان را خدا داده ستچرا باید تو بستانی؟چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر رابه خاک و خون بغلطانی؟گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جوییو حق با توستولی حق را -برادر جان-به زور این زبان نافهم آتشبارنباید جست...اگر این بار شد وجدان خواب آلوده ات بیدارتفنگت را زمین بگذار...دانلود تصنیف زبان آتش با صدای استاد شجریان
و با 4 کیفیت متفاوت در ادامه ی مطلب...
ادامه مطلب
































